أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

133

قانون ( فارسى )

بالا مىرود . حرارت درونى تا مدتى كم همراه بخار است و بعد از آن از او كنار مىگيرد . همچنانكه بخار از آب گرم جدا مىشود و بسيار زود سرد مىگردد . اگر گرما بخار را رها كرد ، بخار كه قبل از عفونى شدن ماده به شدت سردمزاج بوده است ، بعد از فاصله گرفتن از گرما به اصل خود برمىگردد و سردى را به رويهء بدن ارزانى مىدهد . - حال ببينيم چه وقت احتمال دارد كه اين حالت تب از خلط صفرايى باشد ؟ - اگر مادهء خلط صفرايى در اندرون و در ژرفا و در اندازه كم باشد و در آنجا متعفن شود ، جاى خود را - كه اندرون بدن است - گرم مىكند و چيزى از آن تحليل نمىرود ؛ از قبيل آنچه دربارهء مادهء بلغمى ذكر شد . پس فقط اندرون است كه از گرماى تب نصيب برده و اين گرما به سطح بدن نرسيده است . كه اين حالت تب صفرايى را يونانيان طيغودس ( طيفودس - نسخه . ) نامند و بايد گفت نام ليغوريا اسم جنس و اين نام طيغودس اسم خاص است . تب ليغوريا يا واضح‌تر بگوييم حالت تبى كه در درون آتش افروخته و در خارج برف و يخ‌بندان است ، مدتش از تب شطر الغب طولانىتر است - كه شطر الغب را بعدا شرح خواهيم داد . در اينجا كسى حق دارد بپرسد كه : چگونه حالتى را تب مىنامى در صورتى كه حرارت از قلب برنخاسته و از آنجا به ساير اندامان نرسيده است ؟ اينكه شما تعريفش مىكنيد بحث از حرارتى است كه به قلب ارتباطى ندارد . در جوابش گوييم : تحديد همين چيزها مشروط به اين شرط است كه مانعى در راه نباشد ؛ مثالش مىآوريم ، گوييم : آب سرد و تر است اگر آن را به حال خود بگذاريم و گرماى خارجى بر آن اثر نگذارد . و يا مىگوييم چيز سنگين طبيعتا از بالا به پايين مىآيد مشروط بر اينكه مانعى سر راه نباشد . در همهء حالات اين نوع از تبها حرارت از هر كجا كه سرچشمه گيرد ، حتما تأثيرش به قلب مىرسد و در شريانها به جريان مىافتد و منتشر مىشود . امّا مانعى رخ مىدهد كه بر بعضى جاهاى بدن تأثير نمىبخشد و در واقع بدانجاها نمىرسد . مثل اينكه بر جايى از اطراف بدن يخ بگذارند كه حرارت را بازمىدارد . امّا زيان ديدن بدن از تب به هر حال وجود دارد و اين آسيب همهء تن انسان تب‌دار را در بر مىگيرد . تب دوگانه « 1 » نوعى تب هست كه تب‌دار اين نوع در رويه و در درون - هر دو - حالت گرمى و سردى را احساس مىكند . چنين حالتى اگر رخ دهد سببش به قرار زير است : دو مادهء خلط سردمزاج در بدن انسان موجودند : يكى از آنها در سطح بدن است و يكى در درون جاى دارد . هر دو ماده متعفن مىشوند و از اثر تعفن به حركت درمىآيند . هيچيك از اين

--> ( 1 ) - شيخ الرئيس براى اين حالت از تب نامى - و لو يونانى - ذكر نكرده‌اند . اسم دوگانه را من بر روى اين نوع تب گذاشته‌ام - م .